“عوامزدگی از سیل زدگی ، زلزلهزدگی ، مار و عقرب زدگی بالاتر است.
خاصیت عوام اینست که همیشه با گذشته و آنچه به آن خو گرفته پیمان بسته است ، حق و باطل را تمیز نمیدهد. عوام هر تازهای را بدعت یا هوا و هوس میخواند ، ناموس خلقت و مقتضای فطرت و طبیعت را نمیشناسد، از اینرو با هر نوی مخالفت میکند و همیشه طرفدار حفظ وضع موجود است .”
حاکمیتی که به آفت عوام زدگی گرفتار شود بیش از پیش محتاج به اصلاح طلبانی دلسوز است…
غرب زدگی اما ورای اصلاحاتی این چنین است، غرب زدگی هیچ حقیقتی را بجز ظاهر پر زرق و برق نمی بیند، غرب زدگی با اصلاحات به شیوه ی غربی شروع و با تباهی به سرانجام می رسد.
غرب زدگی و عوام زدگی هر دو مراتب مختلفی دارند، کم رنگ و پررنگ، مستتر و آشکار، و هر دو به یک اندازه نابود کننده اند، اگر جزء عوام باشیم با قرآنی که به نیزه رفت بانگ الله اکبر سر می دهیم، و اگر بی پروا شهیدی را که از تمامش تنها پلاکی به یادگار مانده به تمسخر می گیریم، بی شک نشانه های غرب زدگیمان بسیار آشکار است. می بایست هشیار بود، این تناقضات و دو دستگی ها کشور را به تباهی میکشاند… ما به غرب نیازی نداریم، ما ایرانی هستیم، ما اصلاحات می خواهیم اصلاحاتی اسلامی، اصلاحاتی شایسته ایران و ایرانی.
پی نوشت: بخش اول متن، نقل عین سخنان استاد شهید مطهری پیرامون عوام زدگی برگرفته از وبلاگ وبنگاشت بوده است.
تناقضات آشکار عوام زدگی و غرب زدگی
نگارش شده در تاريخ : 9 December 2009 و در بخش : اصلاحات | بدون نظر
نقش تخريبی من و شما در وقايع پس از انتخابات
نگارش شده در تاريخ : 6 October 2009 و در بخش : انتخابات | بدون نظر
این روزا وبلاگ نویسی هم سخت شده، تو این چند مدت همیشه می خواستم چند خطی محض ادای دین به حقیقت (یا حداقل آنچه من می پندارم) هم که شده پیرامون انتخابات ریاست جمهوری بنویسم اما من بودمو انبوهی از علامتهای سوال، و درست می گویند که زمان پاسخ خیلی از سوالات را خواهد داد.
تقلب در انتخاب دروغی بود بزرگ که از منابعی نا مشخص منتشر شد و ناشرین آن نخستین کسانی بود که آن را باور کردند، به نظرم بی انصافی است که بگوییم میر حسین موسوی ناشر این کذب بوده؛ خیر من این را نمی پذیرم… شمار کثیری از مردم به خیابان ها ریختند شعار دادند و میرحسین موسوی خواسته یا ناخواسته بر این موج سوار شد (و یا شاید در آن موج غرق شد) انتظامات به مقابله بر خواست برای حفظ نظم، و گروهی تند رو از روی غرب گرایی، عوام زدگی و جاهلیت (از هر دو دسته) خشونت را تنها راه حل پیش رو دیدند و نتیجه اش را که دیگر همه می دانیم وقایع تاسف باری از که از بیانش نیز شرم داریم، در وبلاگ سایبریا مطلبی در این باره خواندم که ایشان گفته بودند میرحسین کشوری را که سلطنت طلب ها، صدام و رژیم بعث، ، کمونیست های کرد و ترک و عرب و بلوچ، میلیونرهای یهودی و بزرگترین سازمانهای جاسوسی جهان نتوانسته بودند خللی در آن ایجاد کنند ظرف چند شب به آشوب کشاند.، من این را قبول ندارم… ما، مردم ما، من و شما، از هر دو جناح کار بزرگی کردیم ما کشورمان را در چند شب به آشوب کشیدم… بی دلیل نیست که می گویند دو دستگی میان یک ملت نابود کننده و میان سردمداران حکومتش سازنده است / مردم، همین من و شما در برخورد با مسائل احساسی برخورد می کنیم، متاسفانه آنچه پیش روی ماست جهت دهی مردم به سیاستمداران است، امام خمینی از دل مردم بود او رهبر جنبشی بزرگ شد، او به مردم جهت می داد، نه مردم به او، مردم این آب و خاک همیشه پیرو راستین حقیقت، عدل و عدالت بوده اند اما گاهی سیاه کاری های عده ای، پارچه ای به روی حقیقت می کشد که تنها همچون روح الله موسوی خمینی می تواند آن را کنار بزند، متاسفانه میرحسین موسوی نتوانست به هوادارانش جهت دهد، بلکه سیل مردمی که اسیر سیاه بازی های عده ای از داخل و خارج شده بودند موسوی را به این سو آن سو کشاند، باید این وقایع برایمان تجربه ای باشد که میزان رای ملت است و رای ملت همواره با رای شخص من وشما یکی نبوده و نخواهد بود.
نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد…
نگارش شده در تاريخ : 28 September 2009 و در بخش : بدون شرح, دکتر شریعتی | بدون نظر

کمی در باب خوشبختی
نگارش شده در تاريخ : 28 September 2009 و در بخش : از وبلاگ دیگران, خوشبختی | بدون نظر
پاسكال مي گويد : ما هرگز زندگي نمي كنيم بلكه به اميد زندگي نشسته ايم ، براي رسيدن به خوشبختي چشم براه آينده ايم و در نتيجه هرگز خوشبخت نمي شويم . خوشبختي موضوع آينده نيست موضوع حال است . به جاي زندگي در گذشته در حال زندگي كن وقتي غذا مي خوري ،غذا بخور وقتي عشق مي ورزي دوست داشته باش . وقتي با كسي حرف مي زني بزن . وقتي به گلي نگاه مي كني ،نگاه كن . جذابيت لحظه ها را نگاه كن و احساس كن .
پی نوشت: منبع: وبلاگ کتابخانه عمومی کتالم
مقدس مآبان و متظاهران
نگارش شده در تاريخ : 28 September 2009 و در بخش : از وبلاگ دیگران, امام خمینی (ره) | بدون نظر
آیت الله توسلی تنفر امام از مقدس مآبان و متظاهران را این گونه ترسیم می کنند:
“امام مقدس واقعی را دوست می داشت ، آن چه موجب ناراحتی ایشان شده بود، مقدس مآبی بود.کسانی که سطح فهم و آگاهی شان کم بود ، ولی در پوشش اظهار قدس و تقوی ، اهداف خود را دنبال می کردند و و مانع اموری می شدند که نسبت به آن ها آگاهی نداشتند.
امام کسی بودند که در تمامی دوران نهضت ، از برخوردهای این قبیل افراد، زجر کشیده بودند، اساسا امام از تظاهر خوششان نمی آمد؛ به عکس به کسانی که اهل تظاهر نبودند علاقه داشتند؛ مثلاً ایشان از تیمسار ظهیر نژاد خوشش می آمد؛ زیرا وی اهل تظاهر نبود.هر روز ریشش را تیغ می زد و همان طور خدمت امام می رسید! حتی خیلی ها خواستند ایشان را جابه جا کنند، ولی امام حاضر نمی شدند.
پی نوشت: البته می گویند ظاهرت را اصلاح کن تا باطنت نیز پیروش گردد، که این دو باید در ذهن قابل تفکیک باشد ./ منبع: وبنگاشت
فصل سوم…
نگارش شده در تاريخ : 25 September 2009 و در بخش : دست نوشته های شخصی | بدون نظر

و شايد زندگيت هرگز فصل سومی نداشت که اين چنين شايسته ترحم شده ای
و مثلم مانند کسانی است که می پندارند فعل پلیدشان، عین صراط مستقیم است. هفته ها و سالها پشت هم گذشت، شاید جوانتر که بودم لطف خدا هم بیشتر بود اما تکرار و تکرار بر معصیت چه بلایی بر سر این بنده دو پا که نمی آورد شاید اگر بخواهم این عمر بی حاصل را فصل بندی کنم از کل چهار فصل سال فقط پاییز و زمستانش برایم می ماند: فصل اولش پاییز، فصل معصومیت، معصومیتی از نادانی، که در آن برای معصیت آماده شدم. و فصل دوم زمستانی که تمامی ندارد، فصل معصیت، معصیتی (شاید) از دانایی و اکنون که پشت جامه پاکی فصل دوم زندگیم را نمی بینید دردش از بی آبرویی بیشتر است ولی شاید هنوز خدا امیدوار است که فصل سومش را سلام دهم.
درد علی
نگارش شده در تاريخ : 17 September 2009 و در بخش : دکتر شریعتی | يك نظر
درد علي دو گونه است: دردي كه از ضربه ي ابن ملجم در فرق سرش احساس مي كند و درد ديگر دردي است كه او را تنها در نيمه شب هاي خاموش به دل نخلستانهاي اطراف مدينه كشانده… و به ناله درآورده است. ما تنها بر دردي مي گرييم كه از ابن ملجم در فرقش احساس مي كند
اما اين درد علي نيست
دردي كه چنان روح بزرگي را به ناله آورده است، تنهايي است، كه ما آن را نمي شناسيم
بايد اين درد را بشناسيم نه آن درد را
كه علي درد شمشير را احساس نمي كند
و ما درد علي را احساس نمي كنيم. / دکتر علی شریعتی